بدون يک انقلاب عميق فکری هيچ تحولی در جامعه امکان پذير نخواهد بود

January 30, 2007

من سايتم را ثبت نمی کنم

من سايتم را ثبت نمی کنم

Posted by reza at 10:56 PM | Comments (0)

تنبلی

امان از اين همه گرفتاری بی مورد
دويدن های بی نتيجه به دنبال نان

Posted by reza at 06:29 PM | Comments (0)

June 03, 2006

هرز نامه

از شدت هجوم هرزنامه و سواد کم عملا اين جا بی مصرف شده

Posted by reza at 11:45 AM | Comments (0)

November 13, 2005

نفر سوم

از تاريخ 17 آبانماه 84 با تولد سليم خان گل خانواده ما سه نفری شد

Posted by reza at 04:29 PM | Comments (8)

August 19, 2005

روز پدر

امروز روز پدره

Posted by reza at 02:53 PM | Comments (2) | TrackBack (287)

بيست و هشتم مرداد

بيست و هشتم مرداد
پنجاه و دو سال از کودتا می گذرد
ولی اين ننگ از دامن ملت ما پاک نخواهد شد.
ياد پير احمد آباد از دلها نخواهد رفت.

Posted by reza at 02:49 PM | Comments (0) | TrackBack (300)

July 16, 2005

پايان هفته بيست و دوم

آرامش مادر
حرکت فرزند
جنب و جوش خانه
آماده شدن اتاق فرزند

Posted by reza at 02:58 PM | Comments (3) | TrackBack (275)

June 22, 2005

چرا رفسنجانی

عيب مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگوي

اگر آن روز همصدا با لس لوس آنجلس نشينان مزدور در كنج خانه نمي نشستيد امروز لازم نبود با سرافكندگي راي خود را به نام هاشمي رفسنجاني به صندوق بياندازيد .
همگان نيك مي دانيم در يك شرايط مناسب جناب رفسنجاني آخرين گزينه بايد باشد همانگونه كه با خدعه صندلي سي ام پارلمان ششم را شايسته شد .
ولي اينك رفسنجاني مي داند كه حداكثر راي او و هوادارانش همان ميزان راي 27 خرداد مي باشد و با دو تجربه شكست در جلب راي مردم امروز خود را باز هم در معرض قضاوت ما قرار داده است و بي گمان مي داند که ميزان راس سوم رای به نيست ، چرا که عدم رای به رقيب است .
امروز می دانيم اقتدار گرايان ترفندهاي به ظاهر دموكراتيك يك قدم تا پيروزي فاصله دارند شايد هم كمتر از يك قدم . و به خوبي نيز نمايان شد كه طرفداران اقتدارگرايان در جامعه از چه طيف و با چه طرز تفكري هستند .
با كمي رعايت انصاف پر واضح است كه اقتدارگرايان بسيار منسجم عمل مي كنند و نبض قشر خاصی از جامعه را نيز در دست دارند و بر خلاف نظر و باور روشنفكران و سياستمداران پيشرو، هنوز باورهاي مذهبي درتصميم گيري طيف وسيعي از مردم نقش اول را دارد و عليرغم گسترش رسانه هاي مكتوب و مجازي هنوز دشمني با آمريكا و ترس از بين رفتن اسلام اولويت اول قشر وسيعي از مردم ماست ، هر چند به شدت نيازمند مواجب ماهيانه 50 هزار توماني باشند و يا دغدغه عدم رعايت دموكراسي و حقوق بشر نجواي اندرونشان باشد .
نتيجه مرحله اول انتخابات 27 خرداد به وضوح نشان داد كه عوام جامعه تا چه حد پيرو رفتار غيرعقلاني و غير قابل پيش بيني مي باشند و همچنين نفوذ قدرتمندان زر سالار و دين پرور به باورهاي دورافتاده ترين ساكنان اين مرزو بوم جهت ترغيب به انتخاب ناشناخته ترين كانديداي 26 سال انقلاب تا چه حد موفق بوده است .
آيا به راستي ما در دام نظر سنجي هاي مجازي و مكتوب افتاده ايم و اميد به پيروزي رويايي بيش نبود .
راستي چگونه است كه در اين جامعه زندانبان انديشمندان و نويسندگان اقبال بيشتري از مدافع حقوق آنان دارد .
به روشني مشاهده كرديم كه هنوز وعده هاي رضاخاني از تحقق دموكراسي در جامعه ما ارزشمند تر است .
ولي مشكل بتوان قبول كرد مردمي كه پوچي وعده هواي تازه و يا ايراني آباد و شايسته ايراني را درك كردند ا زدرك و عواقب استقرار حكومت اسلامي عوامفريبانه عاجز بودند .
بي گمان هرچه بود با برنامه اي ظريف و دقيق جلو رفت .
پر واضح است تا روزي كه مي شود مردم را راضي كرد از خوف دشمن و يا رضاي امام زمان غير معقول ترين واكنش ممكن را از خود نشان دهند برقراري پرچم دموكراسي ميسر نخواهد شد .
در اين چند هقته گذشته تا توانستيم از معايب دوران سردار سازندگي گفتيم و تمام توان خود را معطوف داشتيم تا توده ها را مجاب كنيم از خوف برگشت به دوران قبل راي خود را در سبد دكتر معيين بريزند و چه ناآگاه بوديم كه در نيافتيم كرسسي پنجاه هزارتومان ماهيانه بس بالاتر از دموكراسي و حقوق بشر نشسته است چشمانمان را بسته بوديم و آنگاه كه شيخ اصلاحات نظر سنجي ها را بي اساس خواند با لبخندي مرموز 27 خرداد را به انتظار نشستيم .
امروز اما ورق برگشت شيخ مصلحت انديشي را كه همگان در خلوت شاه مي دانستيم صحبت چپاولهاي او نقل محافلمان بود به ناگاه در نقش منجي ظاهر شد چرا كه ترس از برگشت به بيست سال قبل بسيار وحشتناك تر ا زبازگشت به ده سال قبل است .
سردار دوران سازندگي هم انگار به كمين همين لحظه نشسته بود چرا كه شايعه انتشار نامه كناره گيري او از انتخابات بسيار شبيه با قهركردن و سفر رضا خان هنگام مخالفت با رئيس جمهوري بود .
همانگونه كه مدرس دام را نديد و ملت را از ترس چاله رئيس جمهوري رضاخان در چاه سلطنت محمد رضا شاه انداخت آيا ما نيز امروز با پهن كردن فرش قرمز زير پاي سردار سازندگي راه را براي اكبرشاه باز خواهيم كرد .
مطمئناً اگر هم چنين باشد حركت آگاهانه است و دام پنداشتن اين انتخابات راه را براي به قدرت رسيدن تندرو ترين دشمنان انسان و انسانيت بازخواهد گذاشت ، بي گمان مام وطن تحمل دوباره مهاجرت فرزندان و يا به خون غلتيدن آنان را ندارد .
پر واضح است كه تا زماني كه بستر فرهنگي جامعه رشد مناسب را نداشته باشد امكان برقراري دموكراسي و انجام اصلاحات ميسر نمي باشد و شاهد اين مدعا نيز حركت مردم در دوم خرداد سال 76 بود . بي گمان بودند كساني كه از بغض معاويه گرد علي جمع شدند ولي شمارشان اندك بود ، چرا كه اگر در اكثريت بودند امروز نيز شاهد جدال مردي از تبار علويان با بني اميه بوديم ، بغض بني اميه كه برطرف نشده است ، آيا اين حب علي است كه باد فراموشي سپرده شده است .
دوران صدارت سردار سازندگي هر عيبي كه داشت اين حداقل حسن را نيز داشت كه بستر فرهنگي وقوع دوم خرداد را فراهم كند .
بي گمان اگر سياست هاي فرهنگي مديران دوران سازندگي جز اين بود، امروز درنقطه اي ديگر از تاريخمان ايستاده بوديم و چه بسا نقطه اي تاريكتر .
ولي آيا هشت سال دوران اصلاحات توانايي رشد فرهنگي جامعه را نداشت آيا نمي توان نتيجه گرفت شكست شعار اصلاحات گامي به پيش به منزله به بن بست رسيدن اصلاحات مي باشد .
آيا رسيدن تنها فردي كه صراحتاً سياستهاي دوران اصلاحات را مضر مي دانست به دوره دوم انتخابات نشانه خوبي براي توقف اصلاحات در نزد عوام نيست .
آن روزي كه همصدا مي سروديم كه هر كه برنده شود به نشانه برد اصلاحات است چرا كه محور شعار تمام كانديدها دموكراسي و اصلاحات است ،. آيا برنامه هاي شهردار محترم پايتخت را شنيده بوديم ؟ آيا به واقع او را چنان كوچك فرض كرديم و كوچكترين بختي براي پيروزي او نمي دانستيم ؟
آيا فراموش كرده ايم كه مردي كه امروز با راي مردم قدرتمندترين شيخ نظام را به رقابت طلبيده است همان كسي است كه صريح ترين كنايه ها را نصيب رئيس جمهور دوران اصلاحات نمود و همان مديريست كه با اتكاء به ده درصد راي مردم پايتخت با پست ترين ادبيات سياسي مردي با پشتوانه 20 ميليون راي ملت را خطاب قرار مي دهد.
حالا همان مرد خود را در يك قدمي صندلي صدارت مي بيند. و چه بسا آن روزي را كه دفتر رئيس جمهور را تبديل به نمازخانه نهاد رياست جمهوري كند به انتظار نشسته باشد.
بي گمان اگر در دوران تساها و مدارا نبوديم چنين افرادي مجال عرض اندام پيدا نمي كردند .
بي گمان نمي توان ادعا كرد كه اصلاحات ناكام ماند چرا كه در هر كوي و برزن نشانه هاي آن ديده مي شود ولي فراموش نکنيم كه ما ملتي كم صبر هستيم و تكامل را به سرعت مي خواهيم حتی با روش رضاخاني ،
ما بازرگان را به حال خود و در دهان اژدها رها كرديم چرا كه انقلابي نبوده و سالها پس از مرگش دانستيم كه انقلابيون ره به ناكجا آباد برند .
امروز نيز سيد اصلاحات را فراموش كرده ايم . و چه راحت از يادمان رفت كه هشت سال پيش كجاي جهان بوديم و امروز كجا ايستاده ايم .
مائيكه حاضر نشديم جهت پيشبرد حتي يك گام از اصلاحات سهمي از دموكراسي داشته باشيم امروز داوطلبانه و از سر شوق صندلي صدارت را پيشكش نماينده آخر پايتخت براي كرسي هاي پارلمان خواهيم نمود .
بي گمان سردار سازندگي اينبار هم توانايي فراهم نمودن دوم خردادي ديگر را هم دارد .
مي دانيم تا روزي كه خوف دشمني آمريكا با دين بر دل عوام سايه افكنده است و تا روزي كه فرياد و اسلام مترادف با حفظ نظام مي باشد امكان پيروزي تفكر اصلاح طلبي پيشرو، توهمي بيش نيست .
هشت سال پيش خاتمي را گورباچف ايران پنداشتيم غافل از اينكه اصلاحات در ايران از اطاق پدر خوانده مي گذرد .
پدران ما در 26 سال پيش يك بت را شكستند و بتخانه ها ساختند ، امروز نيز تابوهايي نظير امريكا ، اسرائيل ، نوع حجاب و غيره که به ابزاری جهت فريب عوام بدل شده اند فقط بنا به مصلحت نظام شكسته خواهد شد .
فراموش نكنيم حقي را دختر دلاور سردار سازندگي بر گردن آزادي مطبوعات و افشاي مسائل پشت پرده دارد ،
فراموش نكنيم ، قاطعيت سردار سازندگي در جلوگيري ا زتخلفات و راي سازيها ي دوم خرداد را،
فراموش نكنيم كه تكنوكرات ترين مديران ربع قرن گذشته در مكتب سردار سازندگي آموزش ديده اند و مجرب ترين مديران و وزيران دوران اصلاحات ، يادگار كابينه سازندگي هستند .
توانايي سردار سازندگي در ايجاد بستر همكاري بين طيفهاي مختلف سياسي گوهر گرانبهايي است كه در توان كمتر شخصي ديده مي شود .
تربيت مديران خلاق و تفويض اختيار به آنان از خصايل نيك سردار سازندگي است كه در جهان سوم حكم كيميا را دارد .
همانگونه كه راي به معين را به شخص نبود و راي به يك جريان با يك تيم مشخص بود راي به رفسنجاني نيز مي تواند چنين باشد .

داستان زيبائيست ، كرباسچي كليد شهر تهران را از دستان عبدالله نوري گرفت و تحويل او نيز داد . خاتمي بايد ميراث هاشمي را تحويل چه كسي دهد ، صد حيف كه بازي روزگار انتخاب بهتري از رفسنجاني پيش روي ما نگذاشته است .
بي گمان راي به هاشمي افق اميدوار كننده تري جهت تحقق دموكراسي و حقوق بشر پيش روي ما مي گذارد و چرخه مديريت تكنوكرات تازه شكل گرفته دولت با كمترين تحول به راه خود ادامه خواهد داد .
همگان مي دانيم رفسنجاني بهترين گزينه نيست ولي امروز كه اقتدارگرايان با زيركي هر چه تمامتر و با رعايت ظاهري قوانين دموكرات در يك قدمي نشستن بر كرسي صدارت هستند چاره اي جز رفسنجاني نداريم .
مطمئناً اينبار در دوران جديد رفسنجاني شاهد بروز خفقان امنيتي نخواهيم بود ، چرا كه رفسنجاني را زيرك تر از آن است كه از يك سوراخ دو بار گزيده شود .
ولي يك رئيس جمهور ذوب شده در ولايت براي نجات اسلام هركاري مي تواند انجام دهد ، دقيقاً هركار. و هيچ گاه هم از سرنوشت سعيد امامي عبرت نخواهد گرفت
با بازنده شدن رفسنجاني راه براي كسب رياست قوه قضاييه توسط مرتضوي فراهم نکنيم .
هنوز سهم ما از دموكراسي تنها يك برگ راي است ، قدرش را بدانيم و ارزانش نفروشيم،
تحريم و خانه نشيني ره به جايي نمي برد ،
رهايي سوغاتي نيست كه از لس آنجلس و يا هر كجاي ديگر برايمان فرستاده شود .
سيمرغ خود مائيم و راه دموكراسي از سلولهاي زندان اوين مي گذرد بي گمان سرنوشت زندانيان ما متاثر از اين انتخابات خواهد بود.
جاي شك نيست دست به دست هم راي به اكبر دهيم .

خون به خون شستن محال آمد محال
چشمها را بشوييم و جورديگر اين سردارسازندگي را ببينيم .

Posted by reza at 01:04 PM | Comments (5) | TrackBack (249)

نه ماه انتظار شيرين

هفته نوزدهم
آرامش و اندکی احساس حرکت

Posted by reza at 10:59 AM | Comments (7) | TrackBack (229)

June 12, 2005

معين

همه می دانيم تحريم راه چاره ما نيست.
و رفسنجانی نتيجه تحريم ما خواهد بود.
گذته را چراغ راه آينده سازيم
Download file

Posted by reza at 04:01 PM | Comments (3) | TrackBack (245)

نه ماه انتظار شيرين

آغاز هفته هجدهم
هنوز فقط آستانه آرامش
روز به روز قطعه ای از بهشت به زير پای مادر اضافه می شود.

Posted by reza at 03:32 PM | Comments (1) | TrackBack (629)

June 08, 2005

نه ماه انتظار شيرين

ميانه هفته هفدهم
اولين خريد پدر برای پسر
دو عدد دامين + فضای لازم + مووبيل تايپ
قرن 21 و پدر وبلاگ نويس بهتر از اين نميشه
البته به محض تولد راه اندازی خواهد شد

Posted by reza at 01:06 PM | Comments (2) | TrackBack (220)

June 07, 2005

نه ماه انتظار شيرين

هفته هفدهم
لذت دانستن جنسيت
ما به انتظار يک پسر نشسته ايم

Posted by reza at 10:37 AM | Comments (5) | TrackBack (33)

May 30, 2005

کيبورد فارسی

تايپ کردن فارسی با کيبورد انگليسی
کاريست بس طاقت فرسا
لعنت به هر چه نوت بوک
لعنت به هر چه تنبل ( که سه ماهه نرفته واسه اين نوت بوک لعنتی ليبل فارسی بخره )
لعنت به هر چی ليبل بد ترکيب ( آخه چرا همشون اينقدر نامناسبند )
!!!!

Posted by reza at 02:46 PM | Comments (7) | TrackBack (584)

اکبر گنجی

همواره تاريخ سياسی ايران در گوشه های تاريک و خاموش زندان های ايران شکل گرفته است
- 53 نفر دکتر ارانی
- جنبش نهضت آزادی که يادگار دوران زندان آقايان بازرگان - طالقانی و سحابي است.
- جزوات ايدولوژيک جزنی
- مباحثات شکل گيری تا تسويه مجاهدين
-...
-...
و اين گردش تاريخ است که اين بارطلوع صبح سحر را از کنج سلول بزرگ مردانی چون امير انتظام ، گنجی ، عبدی ، زر افشان ، رحمانی ، صابر ، عليخانی و ده ها بی گناه در بند ديگر نمايان کرده است.

مبادا فراموششان کنيم ، که جز عشق به وطن گناهشان نيست.
که اين دين تا ابد بر گردن ما و فرزندانمان خواهد بود.
حال که توانايي حسينی شدن را نداريم زينبی باشيم که اگر قدمی در راه رهايي آنان بر نداريم بی گمان يزيدی خواهيم بود.
نگذاريم اين داغ بر پيشانی ما ، مايه خوشدلی اهريمن وجودمان باشد چرا که ننگ زندگی در اين فضای عفن دامن فرزندانمان را نيز خواهد گرفت .
مسلما تکرار اشتباه پدران ما گناهی نا بخشودنی خواهد بود نزد فرزندانمان
با اميد رهايي

- لينک شبح
- لينک HUMAN RIGHTS

Posted by reza at 02:39 PM | Comments (26) | TrackBack (253)

نه ماه انتظار شيرين

آغاز هفته شانزدهم
کم و بيش طعم خوش آرامش

Posted by reza at 10:06 AM | Comments (1) | TrackBack (270)

May 22, 2005

نه ماه انتظار شيرين

شروع هفته پانزدهم
در آستانه آرامش

Posted by reza at 02:25 PM | Comments (295) | TrackBack (495)

May 14, 2005

نه ماه انتظار شيرين

در آستانه هفته چهاردهم
هنوز هم فقط کم و بيش مزمزه آرامش

Posted by reza at 04:45 PM | Comments (3) | TrackBack (425)

May 08, 2005

امارات

ظاهرا دوباره اين امارات داره پررو بازی در مياره
و صد حيف که ظاهرا در سيستم حکومتی ما آدم وطن پرست کيميا شده.
شديدا يک همبستگی ملی لازمه.

Posted by reza at 10:38 AM | Comments (8) | TrackBack (489)

دهه چهارم عمر

امروز وارد چهارمين دهه عمر شدم.
سه دهه کامل شد.
احساس می کنم در نيمه راه ايستاده ام.
و خوشحالم که اين نيمه به کام بود.
و نگران از نيمه دوم،
که می دانم نيمه سهل راه را رفته ام و نيمه دشوار را پيش رو دارم.

Posted by reza at 10:22 AM | Comments (7) | TrackBack (240)

نه ماه انتظار شيرين

هفته سيزدهم
هنوز فقط مزمزه آرامش

Posted by reza at 10:14 AM | Comments (11) | TrackBack (533)

May 01, 2005

اکبر گنجی

به پاس ايران
و
به پاس تمام زندانيان در بند که گناهی ندارند جز عشق به ايران
و
با ياد بزرگ مرد ايران
عباس امير انتظام
به مدت يک هفته جهت همراهی با دوستان نام اين و بلاگ تغيير کرده است

Posted by reza at 04:32 PM | Comments (9) | TrackBack (582)

نه ماه انتظار شيرين

شروع هفته دوازدهم
مزمزه کردن آرامش

Posted by reza at 04:22 PM | Comments (14) | TrackBack (588)

April 13, 2005

نه ماه انتظار شيرين

پايان هفته هشتم انتظار
سخت تر، ولی هنوز شيرين

Posted by reza at 01:25 PM | Comments (8) | TrackBack (290)

April 04, 2005

نه ماه انتظار شيرين

پايان هفته هفتم انتظار
سخت ، ولی شيرين

Posted by reza at 11:53 PM | Comments (18) | TrackBack (272)

بهار را باور کن

پانزده روز از آغاز سال نو گذشته است.
ولی
عيد من روزيست که تک تک ايرانيان بوی بهار را در اعماق وجودشان حس کنند.
عيد من روزيست که تک تک ايرانيان به نو شدن ايمان آورده باشند.
عيد من روزیست که سفره هفت سين هيچ خانواده ای به ناحق در دو سوی ديوار زندان پهن نگردد.
بوی بهار ميايد.
بوی بهار همه جا ميپيچد.
چشمها را می توان بست.
می توان بهار را نديد.
ولی با بوی بهار چه می توان کرد.
تا نفس هست ، بوی بهار را نمی توان انکار کرد.

Posted by reza at 11:36 PM | Comments (0) | TrackBack (266)

March 06, 2005

February 12, 2005

برف

چرا فاصله بين برکت خدا و خشم خدا اينقدر کمه
بالاخره اين که داره مياد بلای طبيعيه يا برکت و نعمت .
گاهي حس می کنم در يک قدمی کفر و ارتداد ايستاده ام
ولی مشکلم اينه که نمی دونم يه قدم مونده به اون يا يه قدم گذشتم ازش؟؟

Posted by reza at 12:29 PM | Comments (79) | TrackBack (668)

February 07, 2005

نظر خواهی

اين تبليغات مزخرف واقعا قسمت نظر خواهی رو به گند کشيدن
بايد هر چه زودتر يه بلايی سرش بيارم

Posted by reza at 01:59 PM | Comments (70) | TrackBack (253)

آزار جنسي

از آنجاييكه در جوامع جهان سومي همواره زنان و كودكان به عنوان آسيب پذيرترين قشر اجتمايي معرفي شده اند هر از چندي در خبرها گزارشي از آزار و اذيت جنسی كودكان و يا زنان مي خوانيم، اصولا ريشه يابي اين علت كه چگونه كسي كه در معرض آزار جنسي قرار گرفته حاضر است سكوت كند وچرا معمولا اين آزار دهندگان بعد از چندين فقره آزار تازه به دام مي افتند خارج از اين بحث مي باشد مخصوصا در خصوص كودكان كه به باور نويسنده مهمترين دليل در معرض آزار جنسي قرار گرفتن آنان باورهاي غلط خانواده و ترس از برملا شدن خطاهاي كوچك آنان در نزد بزرگان مي باشد كه ، حاضرند تن به هوسراني مجنونان و مريضان دهند . اصولا هنگامي كه در جامعه و خانواده همواره ذهن سيال و كنجكاو كودكان را مهار مي كنيم و روشهاي قرون وسطايي و پدر سالارانه مي خواهيم فرزند تربيت كنيم نا خواسنه فرزند خود را در معرض اين خطرات قرار داده ايم.

اما آزار جنسي زنان مقوله اي ديگر است
وقتی در خبرها مي آيد كه پزشكي نسبتا جوان به جرم آزار جنسي چندين زن براي بار دوم و يا سوم احضار مي شود اندكي جاي تعمق وجود دارد . لازم به تاكيد مي باشد كه در اين مبحث به هيچ عنوان غرض دفاع از مرد زن آزار نمي باشد چرا كه هر شخص چه زن و چه مرد اگر شريك جنس خود را جهت برآورده كردن اميال شهواني مورد آزار قرار دهد و يا به اجبار سعي در برقراري رابطه جنسي داشته باشد به يقين مريض و مجرم است ، كه در دفاع از مرضش اطباء صاحب صلاحيتند و در دفاع از جرمش وكيلان صاحب نظر مي باشند . ولي اين موضوع را بايد همواره در نظر داشت كه در هر رابطه دو طرفه غلطي لازم است رفتار هر دو نفر مورد بررسي و ريشه يابي قرار گيرد ،چرا كه يك انسان سالم طبعا به دنبال برقرار كردن رابطه جنسي سالم نيز مي باشد و بنابراين بايد علل روي آوردن مرد آزار دهنده به چنين اعمال ناپسندي بررسي شود . چه بسا با يك بررسي دقيق روي چنين مواردي لزوم تشكيل دفاتري جهت آموزشهاي جنسي به افراد مشخص شود و يا با تهيه برنامه هايي آموزش هاي لازم براي برقراري يك ارتباط لذت بخش به افراد داده شود .
مطمينا وقتی در اکثر کشورهای دنيا به نوعی چنين مواردی مطرح می شود و از سطح دبيرستان و دانشگاه و يا توسط برنامه های خاص آموزشی به چنين مسايلی پرداخته می شود ما نيز می توانيم چنين کارهايي انجام دهيم.
شايد مشكل ما تابو بودن اين چنين روابطي در حوزه های اجتماعي و اخلاقي مي باشد ولي با اندكي تامل مي توان دريافت كه اين تابو سالهاست در خلوت ما شكسته شده است و کوشش برای مهار نابجاي آن جامعه را به سمت فساد سوق داده تا اخلاق مداري .
و آما وقتی زني مورد آزار جنسي قرار مي گيرد نيز بايد چنين بررسي هايي انجام گيرد چرا كه متاسفانه در جامعه زن ستيز ما مشكلات زنان فراتر از اين موارد است و تن دادن آنان به چنين نيات شومي گاه چنان دلايل توجيه کننده ای دارد كه انسانيت را به شرم وا مي دارد
معمولا در چنين پرونده هايي درصد بسيار كمي از زنان حاضر به شكايت و پيگيري ماجرا مي شوند و اكثريت سعي در مخفي كردن اين موضوع دارند آيا به راستی اين اكثريت را نيز مي توان آزار يافته قلمداد كرد . بيگمان درصدي از اينان از ترس آبرو حاضر به شكايت نيستند .
اصولا با كمي تامل در نحوه برقراري هر رابطه جنسي مي توان به اين نتيجه رسيد كه ظاهرا در حين برقراري آن هر دو طرف با رضايت با موضوع برخورد كرده اند و شايد همين موضوع رضايت هردو طرف باعث شده كه مقوله آزار جنسي را از تجاوز متمايز می سازد چرا كه طبعا هر زني كه به زور قهري مجبور به تن دادن به برقراري رابطه شود مطمئنا به طور قهري نيز در صدد دفاع از خود بر مي آيد و اولين عكس العمل دادو فرياد و كمك طلبيدن خواهد بود و حتما امكان فرار هم مي تواند باشد چرا كه به اين نكته نيز مي توان توجه داشت كه شخصي كه چنين نيات شومي دارد مطمئنا از برخورد همسايه ها و در معرض خطر دادن آبروي خود بيمناك تر است چرا كه مطمئنا نقشه به دام انداختن سريالي در سر دارد و قاعدتا بايد سعي كند با كمترين ريسك خطر به نيات شوم خود پردازد .
بنابراين توجه به اين نكته حائز اهميت است كه چه شرايطي فراهم شده كه يك زن حاضر به انجام چنين كاري آن هم عليرغم ميل باطني خود شده است چرا كه اگر بنا به ميل باطني باشد كه جاي شكايت و اطلاق آزار باقي نمي ماند .

بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه خانمي كه به يك محل عمومي و يا حتي خصوصي نظير مطب دكتر به تنهايي مراجعه مي كند هم از نظر سن و سال و هم از نظر شرايط عقلاني رشد كافي يافته است و طبيعتا بعيد به نظر مي رسد كه دختراني خردسال و نوجوان به تنهايي به مطب دكتر مراجعه كنند و در همان مراجعه اول همگي اغفال شوند و اولين تجربه جنسي خود را با آزار كسب كنند.
بنابراين بي گمان قربانيان اين چنين جنايت هايي معمولا زنان هستند تا دختران .
معمولا تعداد قابل توجهي از چنين قربانيان مدعيند كه فريب قول ازدواج طرف را خورده اند و به اميد و ياحصول اطمينان از پيدا كردن شريك زندگي تن به چنين كاري داده اند . پس به روشني واضح است كه اينان به هيچ عنوان مورد آزار قرار نگرفته اند و با رضايت تام و به اميد به دست آوردن فردايي متفاوت و چه بسا بهتر تن به برقراري رابطه داده اند و حال كه احساس غبن مي كنند مدعي آزار شده اند .
شايد به نوعي به توان گفت از منظر حقوقي اينان وارد نوعي داد و ستد شده اند و كالاي خود را عرضه كرده اند و خريدار به تعهداتش عمل نكرده است و اصولا از نظر حقوقي و قانوني دادو ستدي كه بناي حقوقي و يا به عبارتي قرارداد مكتوب نداشته باشد قابل پيگيري قانوني نمي باشد ، چرا كه اگر با ديد كاملا مادي و لذت جويي به اين مقوله نگاه كنيم مسئله عقد و يا صيقه رسمي وجهه قانوني اين ماجرا مي باشد و مسائلي نظير عشق و علاقه به عنوان پيش شرط هاي ازدواج در مواجهه با چنين قول و قرارهايي جايي ندارد .
البته لازم به ذكراست كه به هيچ عنوان مقصود و تلقي كردن زن به عنوان كالا در اين مقوله نيست چرا كه اصولا با چنين تفكراتي كه زن را كالا مي دانند و قابل داد و ستد كاملا مخالفم ولي آنجا كه زن به ميل خود تن خود را به عنوان كالا و در قبال دريافت قول ازواج عرضه مي كند جايي براي دفاع از خود باقي نگذاشته است . بگذريم كه اصولا با نظرات مقدس مابانه در خصوص عفت زن و تشبيهات سفيهانه اي نظير گوهر عفت که لکه ای خون بيش نيست از اساس مخالفم و ارزش انسان را انسان بودن آن و روح والاي بشر مي دانم و تن را به تنهايي فاقد جايگاهي در ارزش انسان می دانم و انسان عقل مدار و يا حتي احساس مدار خود بهتر مي تواند تصميم بگيرد كه با تن خود چه كند و پيوند تن انسان با اخلاق را مقوله اي بس متزلزل ميدانم چرا كه تن تابعی از روح انسان است و اگر قرار باشد در جهت برآورده كردن خواسته هاي روح از هر قبيل خواسته كه باشد دربند مقولاتي نظير اخلاق اجتماعي و عرف و نظاير اين باشد اين انسان مرده ايي بيش نيست و بايد براو نماز خواند .
با اينحال در مقوله قول ازدواج زن با علم كامل وارد معامله ريسك پذيري شده است كه مطمئنا بايد تاوان ريسك خود را نيز بپذيرد چرا كه شكايتهاي اينچنين راه به هر كجا كه برد به حجله نخواهد برد .

گروهي ديكر از زنان نيز به علت عدم كامجويي از شريك جنسی خود معمولا به دنبال شريك ديگر مي گردند و يا از سر تفنن به برقراري رابطه مي پردازند كه معمولا ترس توام با لذت را تجربه مي كنند ،. اين ترس به خاطر خجالت از برملا شدن رازشان نزد خانواده و چه بسا طرد توسط خانواده و دوستان مي باشد ، كه در چنين موردي بديهي است شكايت كمكي به مخفي ماندن رازشان نمي كند و تنها ممكن است فراري ناشيانه به جلو باشد . البته اين گروه قاعدتا بايد جزو آن آزارديدگاني باشند كه هيچگاه در هيچ محكمه اي حاضر نمي شوند چرا كه حرفي براي كفتن ندارند و چه بسا در دادگاه مجبور شوند در جايگاه متهم بنشينند ،
و اما مسلما گروهي از زنان هستند كه ترجيح مي دهند به جاي پرداخت حق الزحمه ريالي به نوعي ديگر جبران لطف و زحمت طرف را كنند و به نوعي به دوران معاملات پاياپاي بازگشته اند و اين بانوان محترم چنانچه منبع درآمدشان تن باشد كه ديگر برايشان فرقي نمي كند معامله پاياپاي باشد و يا اين حق الزحمه ريالي يكدست چرخيده باشد و آنگاه نصيب مثلا پزشكي ، تعميركاري و يا هر فرد ديگري شود . شايد بتوان گفت مطابق سياست از توليد به مصرف عمل كرده اند و مطمئنا به هيچ وجهه به دنبال شكايت نخواهند بود چرا كه متاسفانه هيچ مرجعي براي حمايت از آنان وجود ندارد و به سرعت متهم خواهند شد و از آن گذشته در هر معامله پاياپاي هر دو طرف حق ادعاي غبن دارند .
ولي چه بسا زناني مدعيند كه از سر ناچاري و عدم توانايي پرداخت هزينه هاي به فرض پزشكي مجبور به تن دادن به خواسته هاي شوم اين افراد شده اند .
با اينكه اين موضوع كاملا قابل تامل است كه چرا در يك جامعه خصوصا در بخش بهداشت و درمان از فراهم كردن زير ساخت هايي نظير بيمه هاي موثر و يا داير كردن مراكز غير انتفاعي ارائه خدمات پزشكي ناتوان مانده ايم و وضعمان به جايي رسيده است
كه زني مجبور شود عليرغم ميل باطني و جهت بدست آوردن سلامت بر خلاف اصول اخلاقي خود تن به كاري دهد. كه البته در اين مقوله شايد مصلحان دين مدار بانگ برآوردند كه اين زن به عنوان مثال مي توانست با فروش تكه اي از زينت آلات خود اين هزينه را فراهم كند، كه اين مدعا مطمئنا عذر بدتر از گناه است . بحث بر سر اجبار به انجام كار است چه تفاوت مي كند كه انسان مجبور باشد النگوي خود را بفروشد و يا تن خود را و به قول معروف اين استراتژيست که غلط است و دين مداري در اين مقوله در پی اصلاح تاكنيك هستند
ولي با تمام اوصاف و تمام نقايص موجود در سيستم هاي جامعه باز هم بهانه بي پولي قابل پذيرش نيست .چرا كه جانب انصاف را بايد داشت كه در جامعه حداقل هاي براي ارايه خدمات به بي بضاعتان فراهم شده است و با وجود مراكز متعدد پزشكي امكان معالجه ارزان قيمت در جامعه مي باشد . ممكن است استفاده از اين خدمات نيازمند زمان باشد و يا حتي طول دوره درمان را زياد كند ولي مطمئنا آنقدر طولاني نيست كه كسي از دندان درد بميرد .
پس چه بسا زناني كه در اين گروه قرار دارند خود ريگي به كفش داشته باشند و يا مشغول تجربه اندوزي از روشهاي ديگر زندگي باشند که اطلاق آزار به چنين رفتاری خيلی مناسب به نظر نمی رسد.
اصولا در اين مبحث به هيچ عنوان مقصود دفاع از عملكرد مرد آزار دهنده نبود ولي همانگونه كه در بحث هايي نظير معضل زنان خياباني نقش بسيار پر اهميت مردان خياباني و به عبارتي مشتريان چنين زناني همواره ناديده گرفته مي شودو يا به عبارتي فداي تفكر مرد سالار و زن ستيز جامعه مي شود در اين مقوله نيز نقش زنان نبايد ناديده گرفته شود چرا كه در اين مقوله زنان با پاي خود و ميل شخصي وارد مطب مرد آزار دهنده شده اند و طبيعتا به محض ورود غافلگير نشده اند و هر زني توانايي درك خواسته ها و توقعات مردان را دارد و چه بسا زناني كه در دقايق اول برخورد با چنين افرادی متوجه مقصود شوم آنان شده اند و از اين به ظاهر دامگاه فرار كرده اند و از آن گذشته وجود زناني كه با ميل خود تن به اين رابطه داده اند به هيچ وجهه باعث نمي شود كه به فكر اصلاح فرهنگ و جامعه خود نباشيم و در صدد اصلاح زير ساخت هاي فرهنگي و اجتماعي براي حمايت از زنان و همچنين مردان جامعه نباشيم .

Posted by reza at 01:49 PM | Comments (57) | TrackBack (97)

January 30, 2005

فقر و فحشا

چند خطی راجع به فيلم فقر و فحشا نوشتم.
در اولين فرصت تايپ خواهم کرد

Posted by reza at 10:55 AM | Comments (73) | TrackBack (257)

January 18, 2005

سر گشته

به گمانم جايي ايستاده ام که نمی دانم کجاست

Posted by reza at 01:03 PM | Comments (76) | TrackBack (425)

بنام نامی آزادی

اعضای محترم پارلمان اروپا :

بنيان و روح دمکراتيک قوانين هر کشور و ملتی ، منبعث از كارنامه مجلس و بالطبع ، نمايندگانی است که توسط رای مستقيم مردم ، در شرايط و محيط آزاد تصميم گيری ، انتخاب شده باشند .
حکومتها و نهادهای منتخبی چنين ، قادرند قوانين مشروع و مطابق با اصول مورد قبول حقوق بين الملل وضع کرده و تصميمات سياسی و اجتماعی بايسته ، بگيرند .

متأسفانه برخی از حکومتها با فريب و تظاهر به رفتار دمکراتيك در انظار جهانيان ، بواقع ، دولتهايی توتاليتر ، سرکوبگر و ديکتاتور منش ميباشند .
اينان نمايندگان واقعی ملت هايشان نبوده و با سوء استفاده از مشروعيت نهادهای قدرت و از جمله قوه مقننه ، بدنبال پيشبرد مقاصد خويش هستند .

اين وضعيت ، در کشورهای در حال توسعه و بخصوص خاورميانه ، بارزتر ميباشد .
در طول تاريخ ، ايرانيان نيز از چنين شرايطی رنج برده اند .

بعنوان نمونه ، فرآيند انتخابات ( فوريه ۲۰۰۴ ) نشان ميدهد که مقامات حکومتی ايران ، تنها توهم يک دمکراسی را در اذهان ، خلق کرده اند .

و در تقابل با آزادی انتخابات شورای نگهبان که خود ، ابزار اجرائی نهادهای مذهبی حاکم ميباشد ، نمايش گزينش کانديداهای از پيش منتخب را اجرا نمود .
اين روشی کاملا غير دمکراتيک برای بقای موجوديت يک حکومت مذهبی مطرود از جانب اکثريت مردم ايران است .

مردم ايران دير زمانی است که زير فشار اختناق رژيم حاکم بوده و هم اينک نيز ، بگونه ای نااميدانه ، همچنان به دنبال حمايت جهانی از خواسته های خويش هستند .
آنان هيچ مکانيزم ، ابزار و امکان اجرائی بالفعل ، برای ايجاد تغييرات در داخل ايران را در اختيار ندارند .
مردم ايران ، خسته اما پی گير ، تحت سلطه سيستمی هستند که تقريبا تمامی آزادی های فردی و اجتماعی آنان را ، ربوده است .

متاسفانه ، علی رغم ماهيت ديکتاتوری سردمداران مذهبی در ايران ، به نظر می آيد که ديگر دولتهای دنيا ، با تمايل به استحکام بخشيدن به روابط اقتصادی خود با اين حکومت ، تماميت آنرا به عنوان يک مجمع سياسی ، معتبر شناخته اند !

ما از شما نمايندگان پارلمان اروپا درخواست ميکنيم :
تا از روح آزادی و دمکراسی در ايران حمايت کرده و در مقابل حکومت غير دمکراتيک جمهوری اسلامی ، موضعی شفاف اتخاذ کنيد .
آنان شايستگی شناسائی حقوقی مبنی بر حقانيت از سوی جامعه جهانی را ندارند .
کمک کنيد تا فرياد شصت ميليون ايرانی برای دمکراسی خواهی و کسب آزاديهای فردی ، بعنوان پايان اين بيداد بر بنياد مذهب ، تلقی گردد

امضا پتیشن

Posted by reza at 11:37 AM | Comments (66) | TrackBack (241)

January 10, 2005

تولد

پانزدهم آذر تولد اين وبلاگ بود.
و من روز تولدش را فراموش کردم.
بيش از يک ماه است که وارد چهارمين سال عمر اين وبلاگ شده ام.

Posted by reza at 06:50 PM | Comments (85) | TrackBack (290)

نامه سرگشاده به مرتضوی


آقای مرتضوی دادستان تهران
اقارير اخير آقايان روزبه مير ابراهيمی و اميد معماريان در جلسه هيات نظارت بر قانون اساسی که تنها بخشی از آن و آن هم به شکل سربسته از طريق مشاور محترم رئيس جمهور جناب آقای ابطحی منتشر شد نشاندهنده تخلف آشکار شما و ارگان زيرمجموعه شما در برخورد با متهمين بود. از آنجايی که اينگونه برخورد ها در زير فشار گذاشتن متهمين و شکنجه آنها به قصد گرفتن اعترافات دروغين در مجموعه دادستانی سابقه ديرين دارد و اين کار مخالف اصول مصرح در قانون اساسی و اعلاميه جهانی حقوق بشر هست لذا ازديدگاه ما شما در دادگاه افکار عمومی متهم به جنايت عليه بشريت هستيد.

آقای مرتضوی! شما بارها تبحر خود را در تهديد افراد به بازداشت و شکنجه واعدام به قصد اعتراف گيری از آنها يا وادار نمودنشان به سکوت اثبات کرده ايد. با کمال تاسف شواهد حاکی از احتمال تکرار اين رويه در مورد روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان،فرشته قاضی و سيد محمدعلی ابطحی است.

آقای مرتضوی! ما نويسندگان اين نامه هر چند که در بسياری از اصول، دارای عقايد و آرای متفاوتی هستيم ولی در جايی که بحث دفاع از شرافت و حرمت انسان هاست همه هم رای و هم صدا بپا می خيزيم و سکوت نخواهيم کرد.

آقای مرتضوی! می دانيم که از قدرت و گستردگی نفوذ اينترنت در بين جوانان به خوبی آگاهيد که اگر جز اين بود اکنون شاهد فيلترينگ گسترده و بی سابقه آن نبوديم. پس به شما هشدار می دهيم که در صورت هر گونه تعرض به روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان، فرشته قاضی، سيد محمدعلی ابطحی و يا خانواده های شان، در يک اقدام هماهنگ وگسترده اعمال کاملا غيرقانونى و مستبدانه شما را با روش های مختلف به گوش جهانيان خواهيم رساند.

پی نوشت:
روزبه مير ابراهيمی، اميد معماريان وفرشته قاضی روزهاست که به جرم ناکرده و حقيقت گويی و حقيقت خواهی تحت فشار و شکنجه قرار دارند. پس از روشنگری های اخير در محضر هيات تحقيق قانون اساسی که سبب رسوايی مدعيان دروغين عدالت شد بيم آن هست که اين دلاوران بيش از پيش زير فشار قرار بگيرند.

با توجه به اين موضوع ما تصميم گرفتيم که با نوشتن اين نامه، به مرتضوی و تمام زيردستان و بالادستان وی هشدار دهيم که اقدامات احتمالی آتی شان بر عليه حقيقت گويان اين بار با پاسخی درخور و قاطع از جانب ما همراه خواهد شد.

دوستان، درخواست می کنم که با کپی کردن اين نامه در وبلاگ هايتان و مشارکت در اين حرکت تاريخی اعتراض خود را به ظلم و بی عدالتی و زير پا گذاشته شدن حرمت انسانها توسط بيدادگران اعلام کنيد

Posted by reza at 06:46 PM | Comments (105) | TrackBack (325)

November 24, 2004

October 28, 2004

خاور ميانه

بوی تغيير در خاور ميانه به مشام می رسد.
حال عرفات خوب نيست.
شارون از حزب ليکود طرح خروج از نوار غزه می دهد.
و .......

Posted by reza at 12:25 PM | Comments (178) | TrackBack (264)

October 26, 2004

سپاه اسلام

اسامی که در ذيل می آيد عناصری هستند که هر چند وقت يک بار دست به تحرکاتی می زنند که توهين به مقدسات اسلامی و بر اندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی از اولويت تحرکات آن عناصر خود فروخته می باشد

برای مطالعه اسامی

ظاهرا هرزگاهی چند خط نوشتن، بنده رو در رديف دشمن 441 نظام قرار داده است. و هواداران ناب آن منتظر محرمند تا زمينه شهادت و خون ريزی فراهم شود.

ای کاش می دانستند آنان که در ماه حرام خون می ريزند يزيديند.
و مسلمانان ماه محرم را محرم الحرام می نامند و 1400 سال است که بزرگترين گناه یزيد را شروع جنگ و آماده کردن زمينه شهادت در ماه حرام می دانند.

ای کاش همه ما فرصتی داشتيم تا به محرم از زاويه آزادگی و زير بار ظلم نرفتن نگاه می کرديم.
ای کاش پس از 1400 سال می فهميديم پيام محرم شهادت جهت رسيدن به بهشت نبود.

و از همه مهتر
ای کاش اين مسلمانان ناب می فهميدند که با ريختن خون من و امثال من اسلام و نظام جمهوری حفظ نمی شود.

واقعا اينک که در آستانه قرن بيست و يکم و انقلاب ديجيتال و ارتباطات قرار داريم ای کاش نگاهی هم به جهان اطراف بيافکنيم و دست از اين گونه دعواهای بی ثمر برداريم.
جهان با سرعتی باور نکردنی به جلو می رود و ما مسلمانان يا در جا می زنيم و يا در حال پسرفتيم.

Posted by reza at 04:00 PM | Comments (190) | TrackBack (252)

October 23, 2004

قيمت نفت

بيش از سی سال پيش افزايش قيمت ناگهانی نفت خام سيل پول را به مملکت سرازير کرد .
قسمت اعظمی از آن پول صرف آبادانی مملکت شد.
کارخانجات مختلف
اتوبان و جاده
مدرسه و دانشگاه
شبکه آب و برق
سوبسيد های رنگ و وارنگ
و هزاران هزاران چيز ديگر.

و سوال اينست که اين اختلاف در آمد امروز به کجا سرازير شده است که من و شما هيچ اثری از آن نمی بينيم.


من به هيچ وجه طرفدار نظام پيشين نمی باشم و بسياری از بلايای امروز را ثمره اشتباهات شخص شاه می دانم که به زور کودتا 25 سال غير قانونی بر مملکت حکمرانی کرد.
ولی
سخت معتقدم که همواره بايد جانب انصاف را رعايت کرد.
و به عبارتی
عيب می جمله چو گفتی هنرش نيز بگوی

Posted by reza at 05:02 PM | Comments (155) | TrackBack (263)

October 15, 2004

يک نامه سرگشاده خواندنی

نامه ای خواندنی است
-------
نامه سرگشاده به آقاي سيد محمدعلي ابطحي (معاون سابق رئيس جمهوري)، حسين خداداد
به نام خدا
از اينكه استعفا داديد بسيار ناراحت گشتم ولي چون مي دانم با اين چنين مجلسي كار كردن چقدر مشكل است كاملا مورد قبول است. حالا مي توانيم راحت با شما سخن بگوييم و درد دل كنيم.

چيزي كه امروز حياتي است آن است كه دين و اعتقاد مردم بخصوص نسل جوان را حفظ كرد. با بستن روزنامه ها و زنداني كردن افراد و مبارزه با اينترنت و انتخاباتهاي فرمايشي آنهم همه با نام ظاهر اسلامي به تمام ارزشهاي ديني لطمه وارد مي كنند و از شما انتظار داريم در اين راه كوشش فرماييد كه دين مردم محفوظ بماند و اينچنين با نام اسلام بر مردم حكومت نكنند.

افعال اخلاقي بايد از نيت و اراده و اختيار انسان باشند. پس ارزشهاي اخلاقي كه سر مي دهند با اجبار و زور غير ممكن است. با ترس و زور و اجبار چيزي حاصل نمي شود. كسي كه بخاطر ترس و تهديد و قدرت سياست فعل اخلاقي را انجام دهد، چنين كاري، اخلاقي نخواهد بود. پس تهديد و فشار را نام حفظ پايه هاي اخلاق اسلامي نگذارند. چون اين سخن در تضاد خود قرار دارد.

تنها فساد اخلاقي كه در جامعه پيدا مي شود از يك درب است و آنهم استبداد حاكمان است. اگر فرياد مي زنيم با فسادهاي اخلاقي بايد مبارزه كرد يعني بايد با حاكم استبداد طلب مبارزه كرد. پس كساني كه در جمهوري اسلامي مي نويسند بايد با فساد اخلاقي مبارزه كرد يعني مي خواهند با قدرت مطلق مبارزه كنند؟ اولا تا بحال كسي ثابت نكرده است كه پوشش سر از نوع فساد اخلاقي است زيرا اين را در هيچ مكتبي و قرائت ديني فساد اخلاقي نام نبرده اند فقط واجه ايي است كه عوام را با كلمات منحرف كنند. همه از فساد اخلاقي بيزار هستند براي همين پوشش سر كامل نداشتن را با فساد اخلاقي يكسان مي دانند! اين هم از فقه جديد عالمان جمهوري اسلامي.

ادامه مطلب را در گويا بخوانيد

Posted by reza at 06:26 PM | Comments (215) | TrackBack (231)

October 07, 2004

استراحت اجباری

خيلي سخته يه هفته باشه بخاطر شکستگی پات تو خونه باشی ولي نتونی حتی يه کلمه وبلاگ بنويسی .
استراحت اجباری با درد عين زندانه.
اميدوارم تا هفته ديگه روانی نشم .
اونم با اين لپ تاپي که ليبل فارسي نداره.

Posted by reza at 09:53 PM | Comments (171) | TrackBack (293)

September 21, 2004

گزارشى از نمايشگاه محرمانه وزارت اطلاعات پیرامون مفاسد اقتصادى‏

اخيرا نمايشگاهى محرمانه از سوی وزارت اطلاعات در مورد مفاسد اقتصادى برپا شد. آن چه در پی می آید یادداشت های پراکنده یکی از بازدید کنندگان این نمایشگاه است.

خيلى از فسادها ناشى از قانون تجارت و قانون محاسبات عمومى اعلام شده و تغيير و اصلاح در اين قوانين ضرورى اعلام گرديده است.
سيستم گردش كالا در كشور نظم و ثبت ندارد. اعلام وضعيت انبارها و جابجايى كالاها جزء قانون است، اما اجرا نمى‏شود. يكى از مشكلات اين است كه هر فرد مى‏تواند به تعداد شعب بانك حساب باز كند. در هيچ كجاى دنيا چنين امكانى وجود ندارد. افراد بايد ملزم به ثبت صحيح همه فعاليت هاى اقتصادى خود شوند. زمين خوارى با جعل و سندسازى توسط عوامل ... صورت مى‏گيرد. سيستم سنتى ثبت، قائل به اشخاص بوده و قديمى است و هيچ تحولى در آن ايجاد نشده است. قريب 15 سال از طرح كاداستر مى‏گذرد و 920 ميليارد ريال هزينه شده، ولى اين طرح هنوز آماده نيست
..................
.......
....

ادامه مطلب رو همونجا بخونين.

Posted by reza at 02:39 PM | Comments (727) | TrackBack (610)

September 20, 2004

امروز


آیا یک روحانی جای حداد را می گیرد؟

نطق راهیافته بوشهر در انتقاد به ضعف رياست آقاي حدادعادل و پيشنهاد تعيين يك شيخ (روحاني) به عنوان رئيس مجلس هفتم در سال آينده وضعيت آشفته مجلس را آشكار كرد. هفته پيش روزنامه جمهوري اسلامي نيز مديريت مجلس هفتم و شخص آقاي حدادعادل را ضعيف خواند. رفتار چهار ماهه مجلس هفتم موجب شده است كه مشروعيت مجلس به كمترين ميزان خود در بيست و پنج سال گذشته برسد.

اقدامات جدید محافظه کاران برای منصرف کردن میر حسین موسوی

اعتراض به بازداشت مسئولان خانه سينما، وبلاگ نويسان و همكاران سايت هاي امروز و رويداد همچنان ادامه دارد. اين در حالي است كه مقامات قضايي كشور بدون احساس مسئوليت به اقدامات غيرقانوني خود ادامه مي دهند. يك صاحب نظر سياسي در اين زمينه به سايت امروز گفت به نظر مي‌رسد اين اقدامات براي منصرف كردن مهندس موسوي از كانديداتوري صورت مي گيرد و اينكه ثابت كنند حرف اول را در كشور محافظه كاران مي‌زنند نه راي ملت.

آیا آبادگران روند استیضاح را ادامه می دهند

تلاش آقاي باهنر و دوستانش براي منتفي كردن استيضاح آقاي خرم و به جاي آن استيضاح وزير كشور ناكام ماند. يك فرد مطلع با بيان مطلب فوق به سايت امروز گفت تحليل آقاي باهنر اين بود كه مجلس هفتم به علت پايگاه ضعيف مردمي و همچنين به دليل شعار همراهي با دولت كه در ايام تبليغات انتخاباتي سر داد، نمي‌تواند به طور مستمر با دولت آقاي خاتمي درگير شود. پس بهتر است فقط وزير كشور را استيضاح كرد تا هم خيالمان از برگزاري انتخابات رياست جمهوري آينده راحت باشد تا هر طور دلمان بخواهد آن را برگزار كنيم و هم ستاد دولت را در استانها ضعيف و نااميد كنيم. وي افزود هنوز معلوم نيست كه پس از استيضاح وزير راه آيا وزير كشور را نيز استيضاح خواهند كرد يا خير.

رسوائی هاوائی وحیثیت قوه قضائیه

اخذ مدرك از شعبه دانشگاه هاوايي در تهران توسط بسياري از مسئولان قوه قضائيه، از جمله مديركل دادگستري تهران به اندك حيثيت اين قوه لطمات زيادي وارد كرده است

دلایل اعتراف لاریجانی

انتقاد بی سابقه بازتاب از دفتر رهبر

توقیف مجنون

Posted by reza at 03:34 PM | Comments (406) | TrackBack (634)

September 19, 2004

September 06, 2004

September 05, 2004

هيچ

هيچی بابا
مگه حتما بايد یه چيز نوشت

Posted by reza at 10:47 AM | Comments (270) | TrackBack (518)

August 29, 2004

تعطيلی- سفر

یه تعطيلی وسط هفته
یه سفر یه روزه
کلی دلشوره برای کار عقب افتاده
ولی کاريش نميشه کرد. مخصوصا وقتی هم خودت و هم زنت آخر رفيق باز باشين.

Posted by reza at 10:47 AM | Comments (325) | TrackBack (666)

August 28, 2004

زنان ايران

زنان ايران دو ساله شد.
حرکت اين دوستان را بدون هيچ شک و ترديد بايد قدر نهاد چرا که سخت به اعتلا و دوباره سازی فرهنگ اين مرز و بوم مشغولند و بی گمان ميوه اين درخت در سالهای نزديک به کام تمام زنان ايران خواهد نشست.

Posted by reza at 01:11 PM | Comments (297) | TrackBack (232)

August 25, 2004

صبحانه

راه اندازی مجدد صبحانه

Posted by reza at 12:06 PM | Comments (295) | TrackBack (234)

و اما هيچ

نه حرفی
و
نه وقتی

Posted by reza at 11:32 AM | Comments (353) | TrackBack (423)

August 24, 2004

سينا بهمنش

وبلاگ يک دوست .
سالهاست اين دوست را نديده ام و به لطف يک دوست مشترک وبلاگش را يافتم.
گوشه از خاطرات سالها پيش برايم زنده شد

Posted by reza at 10:11 AM | Comments (367) | TrackBack (255)

August 21, 2004

بند سوم پيشنويس منشورِ وب‌لاگ‌نويسانِِ ايران

بند سوم پيشنويس منشورِ وب‌لاگ‌نويسانِِ ايران

وب‌لاگ‌ها وطن ندارند و نويسنده يا نويسندگان‌شان، در محدوده‌ي وب‌لاگ‌ها، ملزم به رعايت قوانين محل زندگي خود نيستند. تنها ملزم به رعايت قوانين عام و جهان‌شمول هستند.
با توجه به اينکه اين اصل به طور کاملا مستقيم وطن و به نوعی حوزه جغرافيايی کانون را نشانه رفته است به نظر می رسد نياز به بحث و تبادل نظر زيادی داشته باشد چرا که وطن از آن قبيل کلمات است که بار معنوی زيادی دارد و همين ماهيت باعث بر انگيخته شدن حساسيت هايي نيز خواهد شد.
در ادامه به ذکر تناقضات و مواردی پيرامون اين بند از منشور خواهم پرداخت.
اصولا نام کانون وبلاگ نويسان ايران بر دو اصل تکيه دارد
- وبلاگ نويس
- ايران
تعريف قسمت اول که ظاهرا مشخص است و هر کس را که وبلاگ می نويسد شامل می شود البته بگذريم که تعريفی بسيار کلی است و شايد اصولا وجهه اشتراکی کافی برای عضويت نباشد ولی حتما لازم است.
اما قسمت دوم که ايران باشد اشاره مستقيم به وطن اعضای کانون دارد، چرا که به عنوان يک چراغ قرمز مانع از عضويت وبلاگ نويسان ديگر کشور ها در کانون می باشد.
ما وقتی گرد هم جمع شده ايم و مدعی عضويت در کانونی تحت عنوان " وبلاگ نويسان ايران " هستيم آيا می توانيم در منشورمان وبلاگ خود را که به نوعی آيينه افکارمان است ، بی وطن بناميم . اگر قرار باشد وبلاگ ما که اولين نياز ما برای پيوستن به اين کانون است هيچ بستگی به وطن ما حتی به عنوان حدود جغرافيايي آن نداشته باشد پس چرا کانون را کانون وبلاگ نويسان ايران نام نهاده ايم ،آيا تاکيدمان روی کلمه ايران مفهومی جز وطن دارد.
اصولا هدف ما از تشکيل چنين کانونی چيست، آيا قرار است ما دور هم جمع شويم و از اهرمهايي که داريم و يا خواهيم داشت استفاده کنيم که وبلاگ نويسان جهان آزادی بيان و انديشه پيدا کنند و دچار سانسور حکومتی نشوند .
بيش از هفتاد در صد آنها که از ما آزاد ترند و نيازی به اين قبيل مباحث ندارند.
همچنين اين اصل که تکيه بر بی وطنی وبلاگ ها دارد در تناقضی آشکار با نام کانون و بند های 4 و 5و8 به سر می برد.
چرا که
اگر وبلاگ ما وطن ندارد چرا توانسته ايم با اعتبار داشتن يک وبلاگ بی وطن عضو کانون وبلاگ نويسانی که مشخصا مربود به افراد يک وطن خاص است بشويم.
اگر وبلاگ ما وطن ندارد چرا بايد رشد و شکوفايي ايران به عنوان يک وطن خاص از ارکان اعتلای فرهنگی بدانيم و زير ساخت های نشر گويش های مختلف زيبان اين وطن خاص را ميسر کنيم.
اگر وبلاگ ما وطن ندارد چگ.نه می تواند رشد هنری، ادبی و فنی را برای اعتلای وبلاگ نويسط ايرانيان به عنوان ملت يک وطن خاص فراهم کند.
اگر وبلاگ ما وطن ندارد چرا بايد از حقوق مادی و معنوی ، حيثيت اجتماعی و امنيت جانی و حرفه ايي وبلاگ نويسان ايرانی دفاع کند.
البته اميدوارم اين بحث به حذف نام ايران و تغيير بند های فوق الذکر نيانجامد چرا که به نظر نمی رسد ما توانايي انجام اين همه کار زيبا و ارزشمند را برای تمام جهان داشته باشيم و واز آن گذشته وقتی قرار است منشوری را منتشر کنيم و اهدافمان را به گوش جهانيان برسانيم حداقل بايد تعريف مشخص هدف را نيز رعايت کنيم که واقع بينانه بودن يکی از ارکان آن است.
مهمترين سوال مطرح در اين زمينه اين است که چرا وبلاگ نبايد وطن داشته باشد که خوشبختانه دوستان در همين بند پاسخ آن را نيز ذکر کرده اند.
اين بی وطنی ما را ملزم به رعايت قوانين محل زندگی نمی کند.
خوب حالا که قرار است قوانين محل زندگی ما برايمان بی اعتبار باشد
پس ديگر چرا بايد از آزادی بيان و انديشه دفاع کنيم،
چرا بايد با سانسور مخالف باشيم ،
چرا بايد از حقوق مادی و معنوی و حرفه ای دفاع کنيم.
مگر جز اين است که مسايلی از اين قبيل در چهار چوب قوانين نمايان می شوند پس حالا که ما قوانين را به رسميت نمی شناسيم ديگر اين معضلات را هم نداريم.
انصافا اگر ما قوانينی مترقی داشتيم آيا لازم بود که دور هم جمع شويم و برای کسب آزادی انديشه و بيان و حداقل حقوق اجتماعی فعاليت کنيم.
اگر ما کتابی را به عنوان کتاب قانون خود ندانيم در کدام چهار چوب می خواهيم برای اين اهدافمان تضمينی پيدا کنيم . مگر جز اين است که تنها با اصلاح ويا وضع قوانين قار خواهيم بود احساس آزادی کنيم.
اصولا الزام به رعايت قانون است که نظم به همراه می آورد و باعث می شود همه چيز و همه کس در جای خود باشند و اينگونه بستر توسعه فراهم خواهد شد و توسعه يافتگی يکی از زير ساخت های هر حرکت آزاديخواهانه و مترقی جويانه خواهد بود . و بر کسی هم پوشيده نيست که مشکل امروز جامعه ما توسعه نيافتگی فرهنگی آن است.
چرا می خواهيم خود را ملزم به رعايت قوانين محل زندگی خود نکنيم.
مشکل ما که قوانين کشورهای ديگری که امروز برخی دوستانمان به هر دليل در آنها ساکن هستند که نيست، مشکل قوانين وطن اصلی ما ايران است ، که اين آزادی ها را محترم نمی داند و يا اگر هم به ظاهر در کتاب قانون محترم شمرده است اهرمهای لازم برای برقراری همين قانون را هم از دولتمردان گرفته است.
به نظر زيبا نيست که بگوييم حال که اين قانون حقوق مارا به رسميت نمی شناسد ما هم آن را به رسميت نمی شناسيم.
هيچ پنداشته ايد که اگر قانون ما همين آزادی های مورد انتظار ما را به رسميت می شناخت و دولتمردان را به صراحت مجبور به رعايت آنها و ايجاد بستر های مناسب آن می کرد ، امروز با افتخار خود را ملزم به محترم شمردن آن می کرديم و چه بسا مهمترين هدفمان نظارت بر حسن اجرای آن بود.
به باور من هنگامی اين حرکت ما به ثمر خواهد نشست که انعکاس خواسته های خود را در کتاب قانون وطن ببينيم . چرا که هر نظر و ايده ای تا تضمينی برای اجرای آن در تمام شئون جامعه نباشد، کاملا قائم به فرد است ، در حاليکه وضع ، اصلاح و جاری شدن قوانين به عنوان زير ساخت فرهنگی جامعه ، تضمينی برای بهره مند شدن مساوی افراد ار آن خواهد بود.
به نظر من زيبا تر است به جای ناديده گرفتن قوانين محل زندگی همگی سعی در اصلاح قوانين ايران داشته باشيم چرا که گذشته از آن تعريف مشخص و حدودی نيز برای قوانين عام و جهان شمول وجود ندارد
روزگاری يهودی ستيزی قانونی جهان شمول بود و امروز عرب ستيزی و يهود پروری
روزگاری چگورا مظهر آزادی خواهی بود و مطابق قوانينی جهان شمول اسوه ملل در بند شده بود ولی با قوانين جهان شمول امروز ممکن نا خواسته مجبور شويم اورا در رديف بن لادن ها بنشانيم.
روزگاری صدام مظهر پان عربيسم بود و امروز عامل بدبختی و فقر جمعيتی عظيم از اعراب شناخته شده است.
اصولا در دنيايي که سياست مداران کشور های پر قدرت قوانين جهان شمول را وضع می کنند و يا به ميل خود تغيير می دهند و با اهرم هايي نظير رسانه ها به مغز جهانيان تزريقش می کنند و ما نيز هيچ نقشی در اين چرخه نداريم چرا بايد خود را ملزم به رعايت آنها بدانيم.
اگر قرار است در جهت و مسير حرکت جهان گام برداريم بايد سعی کنيم در جامعه جهانی سهمی پيدا کنيم و سپس خود را ملزم به رعايت قوانين آن بدانيم.
در دنيايي که ما هنوز تماشا چی هستيم ، چرا بايد مطابق قوانين بازيکنان آن زندگی کنيم و اگر می خواهيم بازيکن اين بازی شويم ابتدا بايد تمرين می خواهد و حداقل اندکی سياه مشق قواعد بازی البته بگذريم که صد سال است که به تناوب مشق دموکراسی نوشته ايم ولی دريغ از يک تمرين و انگار فقط دور گود نشينی را خوب آموخته ايم.
به نظر من بايد با تکيه بر ايرانی بودن خود در راه اصلاح قوانين ضد بشری و متحجرانه مملکت خود که کم و بيش نيز آلوده به خرافه و مذهب نيز می باشد گام برداريم و بتوانيم با سرعتی مناسب جامعه افيون زده خود را به سوی جهانی شدن پيش ببريم.
من علاوه بر اينکه به طور کامل با بند سوم اين منشور مخالفم پيشنهاد جايگزينی بندی با مضمون زير را در منشور دارم:
کانون باور دارد که تنها با اصلاح قوانين موجود امکان فراهم شدن آزادی بيان و انديشه ، لغو سانسور ، امنيت های حرفه ای و محترم شمردن حقوق فردی ميسر می باشد و ضمن باور نياز جهانی انديشدن و حرکت به سمت جامعه جهانی سعی در پيوست با افتخار ايران به جامعه جهانی دارد


Posted by reza at 03:29 PM | Comments (479) | TrackBack (128)

August 18, 2004

28 مرداد

امروز 28 مرداد است.
شهر در امن و امان است.

Posted by reza at 04:34 PM | Comments (266) | TrackBack (257)

هوگو چاوز

تبريك خاتمي به هوگو چاوز،
حجت‌الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي رييس جمهوري در پيامي به «هوگو چاوز فرياس» پيروزي بي‌نظير، درخشان و دموكراتيك وي در همه پرسي تاريخي رياست جمهوري ونزوئلا را كه با مشاركت بي‌سابقه ملت بزرگ اين كشور به دست آمد، تبريك گفت.......
آیا رييس جمهور به ظاهر اصلاح طلب ما هم جرات و توان برگزاری چنين انتخاباتی را دارد و به فرض داشتن از اين امتحان سربلند بيرون خواهد آمد.
تنها شباهت اين دو رييس جمهور در اصلاح طلبی آنها است
ولی
ميان ماه من تا ماه گردون
تفاوت از زمين تا آسمان است
--
آخه ای جناب مدعی اصلاح طلبی که هم عالمی و هم فليسوف و هم هزار چيز ديگر حال که اصلاحات رو بلد نيستی حداقل یه تقلب از رو دست بقيه کشورها که می تونی بکنی.
والله مردم اونقدرها هم خر نيستند که نفهمند اصلاحات چيه

Posted by reza at 10:43 AM | Comments (457) | TrackBack (234)

August 17, 2004

سنت ، تعلق ، زن و چند چيز ديگر

در يکی از روزهايی که سخت دلتنگ بودم،
هم از زمين و هم از زمان
هم از دوست و هم از آشنا
اين چند خط را نوشته بودم ، حال که دوباره خواندمشان ديدم مطابق معمول
زمين و زمان را به هم بافته ام ،
قواعد نگارش را رعايت نکرده ام
و کلی عيب مربوط و نامربوط ديگر نيز در آن يافتم.
و تنها به همين دلايل بی اهميت حس کردم که این ها نوشته همان رضا علی سابق است.
---------
در اين قرن تکنولوژی و اطلاعات چاره ای نداريم جز گام برداشتن همسو با مسير جهانی و در اين وادی که همگان بر رهايي انسان از تعلق های پوشالی صحه گذاشته اند و انسانگرايی فارغ از هر دين و مذهب را ه سعادت بشر شناخته شده است ، امروز که خانواده را تعريفی زيبا تر يافته ايم و تعلقات زنجير گونه زناشويي را در نورديده ايم و هيچ تعهد و اجباری را برای ادامه زندگی زنا شويی باور نداريم جز احترام به روح انسانيت و می دانيم که انسان رها و آزاد آفريده شد و کوچکترين تعلقی به هيچ بنده و جنبنده ای ندارد و تعلقی نيز اورا نشايد و اگر هم جای سپاس و شکری باشد تنها از آن خالق است و لا غير، چرا که هر لطف انسانی يا قابل جبران است و يا جبران لطفی ديگر ، و آنچه را قواعد بازی دو طرفه انسانی حکم می کند را منتی نشايد بر سر ديگری ، و هر کس را که تعهديست در قبال اطرافيان يا مولود عشق است و تعلق خاطری و يا از سر خواست دل که هيچ يک را معياری نيست جهت ارزش گذاری.
و در اين وادی سخت جای دلتنگی است وقتی می بينی هنوز هستند زنان و مردانی که در سنت گرايي از پدران و مادران نسل گذشته ما هم پيشی گرفته اند . عزيزانی که از دنيای بيکران جهان آزاد هم کامی گرفته اند ولي هنوز ترس از تغيير اجازه دريدن پيله های کهن را بر فکر و عملشان نمي دهد و بيچاره فرزندان اين مادران که هنوز خود را جزيي از مايملک شوهران می دانند و آنهم در رديف پستترين کالاها ، و برای کوچکترين عملی در زندگی نيز در پی کسب اجازه و رضايت شوهر خود می باشند ، چه بسار زنان تحصيل کرده اجتماع که بی اجازه شوهران خود حاضر به معاشرت با اقوام نزديک نيز نمی باشند و چه ضعيف النفس مردانی که سعادت خود را در به زنجير کشيدن همسر خود می دانند و بر خی نيز چه گمراهند که در اين جهان پرشتاب خود را در هزار توی اتاق تاريکی از جنس غيرت و باور های کهن زندانی کرده اند و از هوای خوش عشق بی بهره مانده اند و چه سخت می گذرد زندگی بر آنان که قواعد و خزعبلاتی به نام عرف را از دوران کهن برده داری و انسان ستيزی الگوی خود قرار داده اند و هدفشان هدايت زندگی امروزی به آن مسير است.
کاش ما هم می فهميديم که اينان به کجا می روند ، آنهم چنين شتابان

Posted by reza at 02:47 PM | Comments (681) | TrackBack (247)

August 16, 2004

کودتا

ديروز 25 مرداد بود. اوباش متواری بودند و اعليحضرت فراری
امروز 26 مرداد است . افسران و اوباش مشغول تبانی و توطئه .
فردا 27 مرداد است . دلار های آمريکايي با مکر انگليسی به زيبايي تلفيق شدند.
و بالاخره 28 مرداد . ملت صبح را با شعار يا مرگ يا مصدق آغاز کردند و شب در خرابه های خانه آن بزرگ مرد به تقسيم غنايم مشغول بودند.
25 سال گذشت، ورق برگشت.
يک سال هم نگذشته بود که دوباره ورق برگشت.
25 سال ديگر هم گذشت و انگار هنوز هم قرار است بگذرد.

Posted by reza at 05:09 PM | Comments (364) | TrackBack (264)

August 14, 2004

کانون وب‌لاگ‌نويسانِِ ايران

دوستان عزيزی همت کرده اند و مشغول تاسيس کانون وب‌لاگ‌نويسانِِ ايران می باشد
به باور من مهمترين کاستی جامعه ما جدی نبودن فعاليت های صنفی است ، چرا که اگر اتحاديه ها و اصناف واقعی در جامعه امکان فعاليت پيدا کنند خود به خود دموکراسی هم نهادينه می شود و در ضمن بهترين مکان برای تمرين دموکراسی نيز همين کانون ها و تشکل هاست.
پس بيايم و دست به دست هم دهيم به مهر و ايران عزيز را از نو بسازيم.
مطمئنا مشق دموکراسی ما بی غلط نخواهد بود ولی بايد نوشت.
پیشنویس منشورِ وب‌لاگ‌نويسانِِ ايران

Posted by reza at 12:37 PM | Comments (703) | TrackBack (38)

August 02, 2004

نوشی و جوجه هاش

نوشی عزيز خواسته به اطلاع دوستان برسانيم که به علت مشکلات فنی سايتش تااوايل شهريور چيزی نخواهد نوشت .

Posted by reza at 10:07 AM | Comments (431) | TrackBack (255)

July 19, 2004

ديدار و سپاس

سپاس از دوست عزيزم که بهانه يک ديدار را فراهم کرد . تا دوستانی را که نزديک به سه سال است می شناسم از نزديک ببينم .
دوست عزيری که برايم دنيای مجازی را تجسم بخشيد.
و چه زيبا قاصدک را دوباره خواند. و مرا با خود به گذشته ای برد که شب تا صبح بيدار می نشستم به شوق وبلاگ خوانی و وبلاگ نويسی ، به ايامی که شمار وبلاگها بسيار اندک بود و با لذت تمام می توانستی تمام آنها را بخوانی .

و چه حيف که زود تمام شد اين قاصدک خوانی زيبا.

Posted by reza at 09:58 AM | Comments (366) | TrackBack (238)

July 18, 2004

زهرا کاظمی

آيا اين خون به نا حق ريخته هم پايمال خواهد شد.
چون نيک بنگری هر قطره اين خونها حقی است بر گردن ما .
و چه حيف شد آن رييس جمهور بيست مليونی که دل و دين و اعتبار خود را پيشکش دريای خون نظام کرد.
آیا او را توان تقاص خيانتی که به اميد يک ملت کرد ، هست .

سی تير

چه آسان در خاک خفتگان آن روز بزرگ را به فراموشی سپردند و سپرديم.
بدا به حال ما ملت که گذشته را چراغ راه آينده نکرده ايم و در جهان پر شتاب امروز گرفتار دور تسلسل گشته ايم.
تا کی بايد داغدار سی تير و هجده تير و ..... باشيم.
چرا از شيرينی پيروزی و آزادی گريزانيم .
ترس هم حدی دارد.
ما را چه شده است که اين گونه چون مردگان در اين هوای عفن زندگی می کنيم و دم نمي زنيم .
پدران ما بيست و پنج سال در هوای حکومت کودتا نفس کشيدند و بعد از بيست پنج سال به اميد رهايي و آزادی از جای برخواستند . حال بگذريم که چه اغفالی شدند.
بيست و پنج سال ما کی به سر ميايد .
ما را که نيز گريزی از ربع قرن اختناق نبود ، فقط گويا مبدا آن را سال 57 نمی دانيم ، شايد کودتا را از سال 60 به رسميت شناخته ايم.
ما وامداران شهيدان و آزادگان سی تير هستيم ، هجده تير را آفريديم و....
و اين روزها چون خفتگانيم .
باشد که پاسخی برای تاريخ و فرزندانمان داشته باشيم.
-----------
زهرا کاظمی
آيا اين خون به نا حق ريخته هم پايمال خواهد شد.
چون نيک بنگری هر قطره اين خونها حقی است بر گردن ما .
و چه حيف شد آن رييس جمهور بيست مليونی که دل و دين و اعتبار خود را پيشکش دريای خون نظام کرد.
آیا او را توان تقاص خيانتی که به اميد يک ملت کرد ، هست .

Posted by reza at 10:47 AM | Comments (0) | TrackBack (236)

کانتر

از وقتی اين کانتر رو برداشتم حس می کنم راحت ترم.

Posted by reza at 10:27 AM | Comments (396) | TrackBack (229)

July 11, 2004

شهر فيلتر دار

شهر در امن و امان است و از هيچ کجا خبری نيست.
ولی با چشمها وگوشهای بسته نيز مارا توان انديشيدن هست.
آيا برای انديشه نيز سدی خواهند ساخت .
..

Posted by reza at 01:24 PM | Comments (420) | TrackBack (79)

July 06, 2004

18 تير

1378-1383
چه کرديم در اين گذر ايام
آیا مارا ، تک تک مارا، دينی نبود به دوستان و دانشجويانمان .
چه کرديم
چشم خود را به گذشته بسته ايم و آينده را نيز به هيچ انگاشته ايم .
راستی چه جوابی برای پرسش های بی کران فرزندانمان خواهيم داشت از اين ايام .
دولتيان و اصلاح طلبان که به خوبی خود را نشان دادند . هم توان خود را و مرام خودرا.
ما را که به خيرشان اميد نبود ، خدا یا شرشان را از ما دور کن.
چه مرهمی بوديم بر اين زخم کهنه صد ساله که هر روز به رنگی دهان باز می کند و باز هم برايمان تازگی دارد.
خدايا بهار اين زمستان را چه شده است .
همت و غيرت ما ملت را چه شده است.
به کدامين لعن اين چنين دچاريم.
چه بر سر سر ما آمده است که هوای تعفن بار را تنفس می کنيم و دم نمی زنيم.
آیا به گناه پدران و مادرانمان اين چنين در عذابيم و آیا بايد فرزندان ما هم در آتش غفلت و جهل ما دچار باشند.
---------
امروز که نوشته پارسال خود را در روز 18 تير دوباره خواندم ديدم که درد همان درد و است و انگار آن نوشته را همين امروز نوشته ام .( در همين صفحه هنوز هست )
ای دريغ از ما ملت
دريغ و صد دريغ از خون پاک شهيدان راه روشنگری این کهن مرز و بوم

گر بدين سان زيست بايد پست ....
و ای کاش همه باور داشتيم که بايد زيست پاک
--------
دست من و تو بايد اين
پرده ها رو پاره کنه
کی مى تونه جز من و تو
درد ما رو چاره کنه

Posted by reza at 06:51 PM | Comments (363) | TrackBack (428)

June 06, 2004

خشکيدگی مغز

چنديست که تا پشت اين دنيای شيشه ای می نشينم به قصد نوشتن گويی مغزم منجمد می شود.
هيچ با ياد نمی آورم چه می خواستم بنويسم.
سختی کار با مسوليت توان تمرکزم را گويی صلب کرده.
چنين مباد.

Posted by reza at 04:07 PM | Comments (362) | TrackBack (289)

May 30, 2004

زلزله

آن زلزله ای که خانه را لرزاند
يک شب همه چيز را دگرگون کرد.
.............................................
بيست و پنج سال می گذرد و هنوز زخمهايش بر تن ما و ايران ما نمايان است
تو گويی بيست و پنج سال است که دارد می لرزد.
.............................................
اگر زلزله کار خداست و ما را گريزی از آن نيست ، آن زلزله که کرده پدران ما بود ،
آيا ما را از آن هم گريزی نيست

Posted by reza at 02:31 PM | Comments (607) | TrackBack (548)