عيب مي جمله چو گفتي هنرش نيز بگوي
اگر آن روز همصدا با لس لوس آنجلس نشينان مزدور در كنج خانه نمي نشستيد امروز لازم نبود با سرافكندگي راي خود را به نام هاشمي رفسنجاني به صندوق بياندازيد .
همگان نيك مي دانيم در يك شرايط مناسب جناب رفسنجاني آخرين گزينه بايد باشد همانگونه كه با خدعه صندلي سي ام پارلمان ششم را شايسته شد .
ولي اينك رفسنجاني مي داند كه حداكثر راي او و هوادارانش همان ميزان راي 27 خرداد مي باشد و با دو تجربه شكست در جلب راي مردم امروز خود را باز هم در معرض قضاوت ما قرار داده است و بي گمان مي داند که ميزان راس سوم رای به نيست ، چرا که عدم رای به رقيب است .
امروز می دانيم اقتدار گرايان ترفندهاي به ظاهر دموكراتيك يك قدم تا پيروزي فاصله دارند شايد هم كمتر از يك قدم . و به خوبي نيز نمايان شد كه طرفداران اقتدارگرايان در جامعه از چه طيف و با چه طرز تفكري هستند .
با كمي رعايت انصاف پر واضح است كه اقتدارگرايان بسيار منسجم عمل مي كنند و نبض قشر خاصی از جامعه را نيز در دست دارند و بر خلاف نظر و باور روشنفكران و سياستمداران پيشرو، هنوز باورهاي مذهبي درتصميم گيري طيف وسيعي از مردم نقش اول را دارد و عليرغم گسترش رسانه هاي مكتوب و مجازي هنوز دشمني با آمريكا و ترس از بين رفتن اسلام اولويت اول قشر وسيعي از مردم ماست ، هر چند به شدت نيازمند مواجب ماهيانه 50 هزار توماني باشند و يا دغدغه عدم رعايت دموكراسي و حقوق بشر نجواي اندرونشان باشد .
نتيجه مرحله اول انتخابات 27 خرداد به وضوح نشان داد كه عوام جامعه تا چه حد پيرو رفتار غيرعقلاني و غير قابل پيش بيني مي باشند و همچنين نفوذ قدرتمندان زر سالار و دين پرور به باورهاي دورافتاده ترين ساكنان اين مرزو بوم جهت ترغيب به انتخاب ناشناخته ترين كانديداي 26 سال انقلاب تا چه حد موفق بوده است .
آيا به راستي ما در دام نظر سنجي هاي مجازي و مكتوب افتاده ايم و اميد به پيروزي رويايي بيش نبود .
راستي چگونه است كه در اين جامعه زندانبان انديشمندان و نويسندگان اقبال بيشتري از مدافع حقوق آنان دارد .
به روشني مشاهده كرديم كه هنوز وعده هاي رضاخاني از تحقق دموكراسي در جامعه ما ارزشمند تر است .
ولي مشكل بتوان قبول كرد مردمي كه پوچي وعده هواي تازه و يا ايراني آباد و شايسته ايراني را درك كردند ا زدرك و عواقب استقرار حكومت اسلامي عوامفريبانه عاجز بودند .
بي گمان هرچه بود با برنامه اي ظريف و دقيق جلو رفت .
پر واضح است تا روزي كه مي شود مردم را راضي كرد از خوف دشمن و يا رضاي امام زمان غير معقول ترين واكنش ممكن را از خود نشان دهند برقراري پرچم دموكراسي ميسر نخواهد شد .
در اين چند هقته گذشته تا توانستيم از معايب دوران سردار سازندگي گفتيم و تمام توان خود را معطوف داشتيم تا توده ها را مجاب كنيم از خوف برگشت به دوران قبل راي خود را در سبد دكتر معيين بريزند و چه ناآگاه بوديم كه در نيافتيم كرسسي پنجاه هزارتومان ماهيانه بس بالاتر از دموكراسي و حقوق بشر نشسته است چشمانمان را بسته بوديم و آنگاه كه شيخ اصلاحات نظر سنجي ها را بي اساس خواند با لبخندي مرموز 27 خرداد را به انتظار نشستيم .
امروز اما ورق برگشت شيخ مصلحت انديشي را كه همگان در خلوت شاه مي دانستيم صحبت چپاولهاي او نقل محافلمان بود به ناگاه در نقش منجي ظاهر شد چرا كه ترس از برگشت به بيست سال قبل بسيار وحشتناك تر ا زبازگشت به ده سال قبل است .
سردار دوران سازندگي هم انگار به كمين همين لحظه نشسته بود چرا كه شايعه انتشار نامه كناره گيري او از انتخابات بسيار شبيه با قهركردن و سفر رضا خان هنگام مخالفت با رئيس جمهوري بود .
همانگونه كه مدرس دام را نديد و ملت را از ترس چاله رئيس جمهوري رضاخان در چاه سلطنت محمد رضا شاه انداخت آيا ما نيز امروز با پهن كردن فرش قرمز زير پاي سردار سازندگي راه را براي اكبرشاه باز خواهيم كرد .
مطمئناً اگر هم چنين باشد حركت آگاهانه است و دام پنداشتن اين انتخابات راه را براي به قدرت رسيدن تندرو ترين دشمنان انسان و انسانيت بازخواهد گذاشت ، بي گمان مام وطن تحمل دوباره مهاجرت فرزندان و يا به خون غلتيدن آنان را ندارد .
پر واضح است كه تا زماني كه بستر فرهنگي جامعه رشد مناسب را نداشته باشد امكان برقراري دموكراسي و انجام اصلاحات ميسر نمي باشد و شاهد اين مدعا نيز حركت مردم در دوم خرداد سال 76 بود . بي گمان بودند كساني كه از بغض معاويه گرد علي جمع شدند ولي شمارشان اندك بود ، چرا كه اگر در اكثريت بودند امروز نيز شاهد جدال مردي از تبار علويان با بني اميه بوديم ، بغض بني اميه كه برطرف نشده است ، آيا اين حب علي است كه باد فراموشي سپرده شده است .
دوران صدارت سردار سازندگي هر عيبي كه داشت اين حداقل حسن را نيز داشت كه بستر فرهنگي وقوع دوم خرداد را فراهم كند .
بي گمان اگر سياست هاي فرهنگي مديران دوران سازندگي جز اين بود، امروز درنقطه اي ديگر از تاريخمان ايستاده بوديم و چه بسا نقطه اي تاريكتر .
ولي آيا هشت سال دوران اصلاحات توانايي رشد فرهنگي جامعه را نداشت آيا نمي توان نتيجه گرفت شكست شعار اصلاحات گامي به پيش به منزله به بن بست رسيدن اصلاحات مي باشد .
آيا رسيدن تنها فردي كه صراحتاً سياستهاي دوران اصلاحات را مضر مي دانست به دوره دوم انتخابات نشانه خوبي براي توقف اصلاحات در نزد عوام نيست .
آن روزي كه همصدا مي سروديم كه هر كه برنده شود به نشانه برد اصلاحات است چرا كه محور شعار تمام كانديدها دموكراسي و اصلاحات است ،. آيا برنامه هاي شهردار محترم پايتخت را شنيده بوديم ؟ آيا به واقع او را چنان كوچك فرض كرديم و كوچكترين بختي براي پيروزي او نمي دانستيم ؟
آيا فراموش كرده ايم كه مردي كه امروز با راي مردم قدرتمندترين شيخ نظام را به رقابت طلبيده است همان كسي است كه صريح ترين كنايه ها را نصيب رئيس جمهور دوران اصلاحات نمود و همان مديريست كه با اتكاء به ده درصد راي مردم پايتخت با پست ترين ادبيات سياسي مردي با پشتوانه 20 ميليون راي ملت را خطاب قرار مي دهد.
حالا همان مرد خود را در يك قدمي صندلي صدارت مي بيند. و چه بسا آن روزي را كه دفتر رئيس جمهور را تبديل به نمازخانه نهاد رياست جمهوري كند به انتظار نشسته باشد.
بي گمان اگر در دوران تساها و مدارا نبوديم چنين افرادي مجال عرض اندام پيدا نمي كردند .
بي گمان نمي توان ادعا كرد كه اصلاحات ناكام ماند چرا كه در هر كوي و برزن نشانه هاي آن ديده مي شود ولي فراموش نکنيم كه ما ملتي كم صبر هستيم و تكامل را به سرعت مي خواهيم حتی با روش رضاخاني ،
ما بازرگان را به حال خود و در دهان اژدها رها كرديم چرا كه انقلابي نبوده و سالها پس از مرگش دانستيم كه انقلابيون ره به ناكجا آباد برند .
امروز نيز سيد اصلاحات را فراموش كرده ايم . و چه راحت از يادمان رفت كه هشت سال پيش كجاي جهان بوديم و امروز كجا ايستاده ايم .
مائيكه حاضر نشديم جهت پيشبرد حتي يك گام از اصلاحات سهمي از دموكراسي داشته باشيم امروز داوطلبانه و از سر شوق صندلي صدارت را پيشكش نماينده آخر پايتخت براي كرسي هاي پارلمان خواهيم نمود .
بي گمان سردار سازندگي اينبار هم توانايي فراهم نمودن دوم خردادي ديگر را هم دارد .
مي دانيم تا روزي كه خوف دشمني آمريكا با دين بر دل عوام سايه افكنده است و تا روزي كه فرياد و اسلام مترادف با حفظ نظام مي باشد امكان پيروزي تفكر اصلاح طلبي پيشرو، توهمي بيش نيست .
هشت سال پيش خاتمي را گورباچف ايران پنداشتيم غافل از اينكه اصلاحات در ايران از اطاق پدر خوانده مي گذرد .
پدران ما در 26 سال پيش يك بت را شكستند و بتخانه ها ساختند ، امروز نيز تابوهايي نظير امريكا ، اسرائيل ، نوع حجاب و غيره که به ابزاری جهت فريب عوام بدل شده اند فقط بنا به مصلحت نظام شكسته خواهد شد .
فراموش نكنيم حقي را دختر دلاور سردار سازندگي بر گردن آزادي مطبوعات و افشاي مسائل پشت پرده دارد ،
فراموش نكنيم ، قاطعيت سردار سازندگي در جلوگيري ا زتخلفات و راي سازيها ي دوم خرداد را،
فراموش نكنيم كه تكنوكرات ترين مديران ربع قرن گذشته در مكتب سردار سازندگي آموزش ديده اند و مجرب ترين مديران و وزيران دوران اصلاحات ، يادگار كابينه سازندگي هستند .
توانايي سردار سازندگي در ايجاد بستر همكاري بين طيفهاي مختلف سياسي گوهر گرانبهايي است كه در توان كمتر شخصي ديده مي شود .
تربيت مديران خلاق و تفويض اختيار به آنان از خصايل نيك سردار سازندگي است كه در جهان سوم حكم كيميا را دارد .
همانگونه كه راي به معين را به شخص نبود و راي به يك جريان با يك تيم مشخص بود راي به رفسنجاني نيز مي تواند چنين باشد .
داستان زيبائيست ، كرباسچي كليد شهر تهران را از دستان عبدالله نوري گرفت و تحويل او نيز داد . خاتمي بايد ميراث هاشمي را تحويل چه كسي دهد ، صد حيف كه بازي روزگار انتخاب بهتري از رفسنجاني پيش روي ما نگذاشته است .
بي گمان راي به هاشمي افق اميدوار كننده تري جهت تحقق دموكراسي و حقوق بشر پيش روي ما مي گذارد و چرخه مديريت تكنوكرات تازه شكل گرفته دولت با كمترين تحول به راه خود ادامه خواهد داد .
همگان مي دانيم رفسنجاني بهترين گزينه نيست ولي امروز كه اقتدارگرايان با زيركي هر چه تمامتر و با رعايت ظاهري قوانين دموكرات در يك قدمي نشستن بر كرسي صدارت هستند چاره اي جز رفسنجاني نداريم .
مطمئناً اينبار در دوران جديد رفسنجاني شاهد بروز خفقان امنيتي نخواهيم بود ، چرا كه رفسنجاني را زيرك تر از آن است كه از يك سوراخ دو بار گزيده شود .
ولي يك رئيس جمهور ذوب شده در ولايت براي نجات اسلام هركاري مي تواند انجام دهد ، دقيقاً هركار. و هيچ گاه هم از سرنوشت سعيد امامي عبرت نخواهد گرفت
با بازنده شدن رفسنجاني راه براي كسب رياست قوه قضاييه توسط مرتضوي فراهم نکنيم .
هنوز سهم ما از دموكراسي تنها يك برگ راي است ، قدرش را بدانيم و ارزانش نفروشيم،
تحريم و خانه نشيني ره به جايي نمي برد ،
رهايي سوغاتي نيست كه از لس آنجلس و يا هر كجاي ديگر برايمان فرستاده شود .
سيمرغ خود مائيم و راه دموكراسي از سلولهاي زندان اوين مي گذرد بي گمان سرنوشت زندانيان ما متاثر از اين انتخابات خواهد بود.
جاي شك نيست دست به دست هم راي به اكبر دهيم .
خون به خون شستن محال آمد محال
چشمها را بشوييم و جورديگر اين سردارسازندگي را ببينيم .
همه می دانيم تحريم راه چاره ما نيست.
و رفسنجانی نتيجه تحريم ما خواهد بود.
گذته را چراغ راه آينده سازيم
Download file
آغاز هفته هجدهم
هنوز فقط آستانه آرامش
روز به روز قطعه ای از بهشت به زير پای مادر اضافه می شود.
ميانه هفته هفدهم
اولين خريد پدر برای پسر
دو عدد دامين + فضای لازم + مووبيل تايپ
قرن 21 و پدر وبلاگ نويس بهتر از اين نميشه
البته به محض تولد راه اندازی خواهد شد